بیوگرافی جدید جادوگران میراکلسی!
ما تو داستان با چند تا گروه مخصوص کار داریم پس اول میریم سراغ معرفی و اینا بعد شخصیتا رو میشناسیم:
جادوگران: تو داستان من جادوگرا به 11 تا گروه کلی تقسیم میشن؛ منتها ما بیشتر با جادوگرای شب و جادوگرای نور سر و کار داریم که الان مفصل راجبشون توضیح میدم با بقیه ی هم به طور خلاصه تو داستان آشنا میشید. تمام جادوگرا برای اینکه به عنوان جادوگر شناخته بشن باید لباس مخصوص جادوگری شون رو به دست بیارن لباس هیچ جادوگری مثل اون یکی نیست ولی هر گروه جادوگری رنگ خودش رو داره مثلا جادوگرای شب لباس سیاه و سفید میپوشن و جادوگرای نور لباس سفید و زرد میپوشن. تو داستان ماجرای به دست اوردن لباس مخصوص جادوگری من و ثنا مشخص میشه همچنین بعضی جادوگرا سلاح های مخصوصی دارند که میتونن هر وقت خواستن احضارشون کنن. صرفا محض اطلاع میگم بیشتر جادوها رو همه میتونن انجام بدن.
جادوگرای شب: جادوگرای شب یه ارتباط قوی با ارواح، هیولاها، نیروهای تاریک، سایه ها و دنیای زیرزمین دارند. اینا تمام قدرت های ارواح مثل پرواز، غلبه بر جادبه و.... رو دارند. هیولاها به این جادوگرا زیاد تر اعتماد میکنن. قدرت های این گروه به زیر زمین مربوط میشه. وقتی که شب میشه قدرت این جادوگرا زیادتر میشه. دلیل نمیشه چون اینا با نیروهای تاریک سر و کار دارن، موجودات بدی باشن. به جادوگرای شب، جادوگران تاریکی، ساحره های سایه ها و جادوگران ماه هم میگن
جادوگرای نور: این جادوگرا میتونن از خودشون نور بدن، به سرعت نور حرکت کنن، حتی میتونن از انرژی خورشید استفاده کنن تا جادوهای قویتری تولید کنند. قدرت های این ساحره ها بیشتر به آسمون مربوط میشه. به این گروه جادوگران روز، جادوگران نور و ساحره های خورشید هم میگن
هیولاها: احتمالا همه هیولاها رو میشناسید. از اونجایی که این بدبختا خیلی وقته آدم ندیدن وقتی انسان میبینن شروع میکنن به جیغ کشیدن😐چه جیغایی که نمیکشن😑 البته بعضی هیولاها، انسان هارو به چشم یه دسر خوشمزه میبنن😑
بریم سراغ شخصیت ها. خب لیدی باگ، کت نوار، هاکماث و مایورا معرف حضور هست و نیازی نیست براشون بیو بدم و اما شخصیت های دیگر.

آیناز "آی" سول آیت: این منم دیگه
. یه دختر شلوغ، شاد و بازیگوش که یه جادوگر شب ه! عاشق هنر و موسیقی هستم و همه نوع سازی رو میزنم مخصوصا گیتار و پیانو. 13 سالمه. ظاهرم و لباسای معمولیم همیناست که تو تصویره فقط اون علامتای روی گونه رو در نظر نگیرید. من اصولا اهل ترکیه هستم ولی یه مدت زمانی رو تو ایران گذروندم بعدش هم اومدم تو آمریکا مستقر شدن. آیناز به طور مختصر میشه آی و بعضیا منو این شکلی صدا میکنن.
علایق: دوستاش مخصوصا ثنا. جادو کردن. یاداوری خاطرات خاله میرای. اهنگ گوش کردن. گیتار زدنو دیدن انیمه و انیمیشن مخصوصا میراکلس کتاب خوندن
تنفرا: یکی قلدر بازی دربیاره. یکی به دوستاش و چیزایی که اهمیت میده توهین کنه. جان بخواد شوخی های نامرتبط انجام بده. جرمی هی دادن قسمت های جدید میراکلس رو تعویق بندازه. فیلمای رمانتیک مخصوصا اون فیلمایی که هی هی همدیگه رو میبوسن![]()
لباس جادوگریم: چکمه ی سیاه که روش علامت ماه هست بلوز و دامن سیاه با طرح ماه هلالی شکل و ستاره و یه شنل سیاه کلاهدار
سلاح: تیرکمون سیاه با علامت ماه

ثنا کلودر: یه دختر بامزه و باهوش که معمولا آروم و توداره ولی وقتی از یکی متنفر بشه طرف در جا مرده🔪 تو کارای فنی و مکانیکی عالیه و یه جادوگر نور ه فوق العاده است موهاش بلونده و چشماش عسلیه. ثنا هم مثل من 13 سالشه. ظاهر و لباسای معمولیش همینه که تو عکسه فقط اون علامت رو گونه هاش رو در نظر نگیرید. ثنا هم مثل من اهل ترکیه است ولی به خاطر شرایط کاری مادر و پدرش از 8 سالگی تو آمریکاست.
علایق: دوستاش مخصوصا ایناز. خانواده اش. حیوانات. میراکلس. ویلبر. اواز خوندن. کتاب خوندن. فیلمای رمانتیک![]()
لباس جادوگری: بلوز و دامن سفید و زرد هست که روش علامت خورشید هست. یه شنل کلاهدار سفید با علامت خورشید هم هست
سلاح: شمشیر سفید با طرح خورشید. خیلی کیوته

جاناتان"جان"مانس ری: این جاناتانه ملقب به جان. اون دختری هم که کنارشه خواهرشه که معلوم نیست تو داستان بیارم یا نه. جان به خاطر اینکه کل عمرش رو تو عالم زیرزمین گذرونده راجب انواع شیاطین و هیولاها و اینا زیاد اطلاعات داره و لازم به ذکره که پسر پادشاه عالم زیرزمینه. شیطونی زیاد میکنه و از اینکه بهش دستور بدن خوشش نمیاد. دوست جون جونیش ویلبره. از اونجایی که مادرش جادوگر انسانی و پدرش هیولا هست نصف هیولا نصف انسانه. به خاطر اینکه مادرش رو از دست داده بعضی وقتا روحیه اش شکننده میشه. با ایناز هم فقط جر و بحث میکنه. جادگر شبه.
علایق: دوستاش مخصوصا ویلبر. خانواده اش مخصوصا خواهرش. شوخی کردن با بقیه علی الخصوص ایناز
فیلم ترسناک. انیمیشن و انیمه مخصوصا میراکلس.
تنفرات: خواهرش روی یه موضوعی خیلی اصرار کنه ولی جان نخواد به حرفش گوش کنه. یکی بخواد کسایی رو که دوست داره اذیت کنه. مرگ عزیزانش.
لباس: طرح لباسش همون چیزایی هست که برای لباس ایناز هست.
سلاح: داس عزرائیل مثل این👇👇 داس سیاه با طرحای ماه و ستاره


ویلبر "ویل" ناتر فاندل: ویلبر ملقب به ویل یه پسر خیلی خوش قلب و مهربونه که آزارش به مورچه هم نمیرسه. اهل بریتانیاست و بهترین دوستش جان هست. ویل معمولا نگران جاناتانه چون جان خیلی خودش رو تو دردسر میندازه. به خاطر اینکه مادر و پدر ویل هم جادوگر بودن ویل از اول عمرش با جادو سر و کار داشته و به خاطر رفت و آمد به دنیای زیرزمین با جان دوست میشه. در کل خوش قلب ترین پسر دنیاست.
علایق: دوستاش علی الخصوص جان، ثنا
طبیعت و گیاهان، فیلمای رمانتیک
خوشحال کردن دوستاش
تنفرات: یکی دوستاش رو اذیت کنه. یکی بخواد بیاد و طبیعت رو خراب کنه، یکی بی دلیل ناراحت باشه. دوستاش رو ناراحت و مضطرب ببینه.
سلاح: بهش نمیخوره ولی تبر دسته بلند دو طرفه
خدایی عجیب سلاحی
خود تبر سفیده با طرح خورشید
.jpg)
خب اینا تموم شد برای اینکه بهتر بتونین داستان رو تصور کنین یه سری عکس میذارم

ایشون خانم بیانکاست

اینم خاله میرای. البته معمولا یا روپوش ازمایشگاهی میپوشه یا لباس اونایی که میرن جنگل رو میپوشه.

لباس دخترای جادوگر. البته رنگش رو همینطوری که گفتم تصور کنید.

اینم لباسای پسرا. رنگش رو همونطوری که گفتم تصور کنید.
تمام تمام
سوالی داشتید بگید
خدافظ![]()
سلام به سربازی من خوشومدی 😊